تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

قصه های دوشنبه

    مانده ام 

    نه روی آبم

    نه در عمقش گیر کرده ام 

    غرق در سوالی شده ام که پاسخش در کورترین نقطه مغزم جای گرفته

    اثر دیگری از نویسنده کتاب نامه های آسیاب من را بنویسید .

    صبح وقتی میخواستم بیایم سر جلسه امتحان دوباره این سوال را خواندم

    ولی آنقدر رویش تمرکز نکردم.. فکر نمیکردم در امتحان بیاید..

    آلفونس دوده ... اصلا به من چه که چکار کرده و چه چیزی نوشته

    حال یک ربع گذشت و من نتوانستم به یادم بیاورم جواب را 

    در کادر کوچک جواب نوشتم

    "به جهنم"

    نه کسی که برگه را تصحیح میکند میداند منظورم چیست

    نه آلفونس دوده

    نه مراقب سر جلسه امتحان

    فقط پسری دانست معنی به جهنم یعنی چه

    که چند سال پیش دنبال این بود نمره 19.5 اش به 20 تبدیل شود

    نه اینکه این روزها در لابه لای 9-10 ها گیر کرده باشد ...


    جواب سوال میشد قصه های دوشنبه

    هه .. چقدر بهم می آمدند .. روز دوشنبه . قصه های دوشنبه 

    انگار با هم دست به یکی کرده بودند 

    برایم اولین دوشنبه نحس را رقم بزنند

    دوشنبه هایی که همیشه دلیل شانس من بودند 

    شانس آمدن تو 

    شانس هوای بارانی 

    شانس شنیدن یک موسیقی از پیانو...


    آقای ربات - قصه های دوشنبه


    این مطلب تا کنون 27 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 8 خرداد 1396 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : , , , , , , ,

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 28 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55487
  • تعداد مطالب :160036
  • بازدید امروز :359762
  • بازدید داخلی :42995
  • کاربران حاضر :264
  • رباتهای جستجوگر:396
  • همه حاضرین :660

تگ های برتر